|
حرفه وطن |
برچسبها: [ سهشنبه 01 مرداد 1392 ] [ 12:21 ] [ herfevatan ]
[
ارسال نظر(0)
]
در عصر جدید مدارس چه چیزهایی به دانش آموزان می آموزند؟
آموزش و پرورش در همه کشورهای جهان مسئله بزرگی برای دولت ها است. حتی پیشرفته ترین نظام های آموزش و پرورش جهان مدام تئوری های جدیدی ارایه می دهند و می کوشند با ایجاد تغییرات لازم در نظام آموزش و پرورش خود، برای رویارویی با شرایط عصر جدید آماده شوند. یکی از پیشروترین کشورها در این زمینه انگلیس است. انگلیسی ها به صرف هزینه های زیاد برای تغییرات دایم در نظام آموزشیشان مشهورند. با این همه آنها همیشه از نظام آموزشی خود ناراضیند و در نتیجه این تغییرات را به طور دایم اعمال می کنند. به عنوان مثال آخرین نظریه آنها این است که باید از سن دو سالگی آموزش جدی را به کودکان آغاز کرد. یکی از بزرگ ترین موضوعاتی که آموزش و پرورش ما هم در عصر جدید می تواند به آن بپردازد ایجاد سیستم آموزش فعال در کلاس های درس است تا دانش آموز فکر کند و کار کند و معلم افکار دانش آموزان را هدایت کند. به عبارتی لازم است آموزش و پرورش از حالت حافظه محوری خارج شود. همچنین لازم است حداقل آموزش ها و مهارت هایی که دانش آموزان برای ورود به عرصه کار و زندگی نیاز دارند به آنها داده شود. این آموزش هم فقط سواد خواندن و نوشتن نیست. چراکه مفهوم سواد درجهان امروز تغییر کرده است. آموزش باید جزو ذات دانش آموز شود تا او بتواند تحلیل کند و مسأله حل کند و گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و نیز توانایی کار با رایانه را برای کسب و تحلیل اطلاعات داشته باشد. در تعریف سواد تجدید نظر کنیم با ورود به قرن ۲۱ میلادى و گذار از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی، سواد دیگر همان معنى کلاسیک توانایى خواندن و نوشتن را ندارد. بلکه مفهوم سواد، سواد الکترونیکى و به عبارتى توانایى استفاده از رسانه هاى الکترونیکى به خصوص اینترنت است و مؤلفه هاى دیگرى را هم در برمى گیرد. همین سطح سواد الکترونیکى و به روز شدن اطلاعات فارغ التحصیلان یکى از مهم ترین مسایل پیش روی کشورهاى در حال توسعه از جمله ایران، در قرن ۲۱ به شمار مى آید. چرا که در جامعه اطلاعاتى کسى که خواندن و نوشتن مى داند و حتى فراتر از آن تحصیلات عالى دارد ولى به عنوان مثال نحوه استفاده از اینترنت را نمى داند باسواد تلقى نمى شود. همین امر تغییر بنیادین در نظام هاى آموزشى را مى طلبد. در حالی که در کشور ما هنوز تعداد رایانه نسبت به جمعیت بسیار کم است و هنوز دانش آموزان زیادی پیدا نمی شوند که به رایانه دسترسی داشته باشند یا نحوه استفاده صحیح از رایانه را بدانند. در حالی که رایانه و عصر اطلاعات نحوه تدریس و ارزشیابى و برنامه هاى درسى مدارس را تغییر داده و مى دهد. در مدارس جدید دانش آموزان مى آموزند تا انبوهى از اطلاعاتى را که از اینترنت مى گیرند پردازش کنند و از این اطلاعات در جهت یادگیرى بیشتر استفاده کنند. همچنین آنها مى توانند با منابع علمى جهان ارتباط برقرار کنند. در این شرایط اگر دانش آموزان ما سواد الکترونیکى نداشته باشند، نمى توانیم انتظار داشته باشیم که در آینده همگام با تحولات جدید پیش بروند. چراکه تجار با سواد الکترونیکى مى توانند بهتر تجارت کنند، کارمندان مى توانند مهارت هایشان را افزایش دهند و مدیران دانش مدیریتشان را افزایش دهند. بنابراین اگر ما مى خواهیم در دسته کشورهاى پیشرفته باشیم و فرهنگ خود را اشاعه دهیم لازم است نهضت سوادآموزى الکترونیکى را جدى بگیریم و آموزش و پرورش سواد الکترونیکی را در سرلوحه اهداف خود قرار دهد. در درجه اول لازم است رایانه و اینترنت با قیمت ارزان در دسترس همه قرار بگیرد و همه رایانه را جزو وسایل ضرورى منزل خود به شمار آورند و دانش آموزان در همه مدارس از جمله در مناطق محروم رایانه و اینترنت در اختیار داشته باشند. همچنین از آن مهم تر لازم است که در درجه اول معلمان آموزش ببینند تا بتوانند خودشان از رایانه و اینترنت به بهترین وجه استفاده کنند و شیوه استفاده از رایانه و اینترنت و تحقیق را به دانش آموزان بیاموزند. آموزش مهارت های غیر درسی ضروری است نظام های آموزشی بسیاری از کشورها هدف ایجاد مهارت های غیر درسی را برای ورود به بازار کار و افزایش آستانه تحمل و بردباری برای مواجهه با پیچیدگی های جوامع امروزی جدی می گیرند. اما با وجود گام هایی که برداشته شده ما هنوز نتوانسته ایم آموزش های متناسب با فناوری های قرن ۲۱ را در نظام آموزش و پرورشمان لحاظ کنیم و همچنان جای خالی بسیاری از مباحث مربوط به مهارت های زندگی در نظام آموزشی ما به چشم می خورد. بعضی از این مهارت ها، مهارت هایی هستند که هم در محیط کار و هم در زندگی روزمره و خانوادگی لازمند. به عنوان مثال می توان از مهارت حل مشکل، مهارت تحلیل و روابط عمومی نام برد. بنابراین از نظام آموزشی انتظار می رود حداقلی از مهارت هایی که مردم به آنها نیاز دارند را آموزش دهد. با کاسته شدن از جمعیت دانش آموزی، نظام آموزشی می تواند در کلاس هایی که از جمعیت آنها کاسته شده، مهارت هایی نظیر کار گروهی را به دانش آموزان آموزش دهد. واقعیت این است که بر اساس شیوه های جدید آموزشی دنیا، دیگر نظام های آموزشی انبوهی از اطلاعات ریز را آموزش نمی دهند و شیوه حافظه محوری را کنار گذاشته اند. بلکه توانایی حضور ذهن، تشخیص، انتخاب، استدلال و مشارکت را می آموزند. در عصر جدید کسانی که می خواهند وارد بازار کار شوند باید توانایی مناظره، تمرکز و گزینش اطلاعات را داشته باشند. به این ترتیب از این توانایی برخوردار می شوند که به عنوان مثال با رجوع به اینترنت اطلاعات مورد نیازشان را تامین کنند و خود را در هر زمانی با مقتضیات حرفه خودشان و یا هر حرفه جدیدی که می خواهند وارد آن شوند وفق دهند. مرتضی خلخالی کارشناس باسابقه آموزشی می گوید: "دانش آموزان باید مهارت جست و جوی منابع مورد نیاز و استفاده از داده ها و کتاب های مرجع و راهنما و امکانات رایانه و اینترنت را برای اندیشیدن و ابداع داشته باشند و فرصت های فراوانی برای مشاهده، جست و جو، پیشنهاد طرح ها و اجرای آنها، ارزیابی شواهد و نتایج و استفاده از بازخوردها برای تعدیل مسیر در اختیارشان قرار دهیم". می توان آموزش کارآفرینی را در کتاب ها گنجاند در کشور ما مدتی است که کارآفرینی اهمیت زیادی یافته است و بسیاری از دستگاه های دولتی و سازمان ها برنامه هایی را برای افزایش تعداد کارآفرینان تدارک دیده اند. منتها تجربه موفق سایر کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسانهای کارآفرین باید مفاهیم مربوط به کارآفرینی به شکل پر رنگی در کتابهای درسی گنجانده شود. مدتها است کشورهای پیشرفته به این نتیجه رسیده اند که برای این که نسل بزرگسال کارآفرینی پرورش دهند، باید آموزش کارآفرینی را از دوران کودکی و نوجوانی آغاز کنند. چراکه کودکی که با پول و کسب و کار درست و شرافتمندانه آشنا می شود، در آینده نیز انسانی خلاق و پولساز خواهد بود. جامعه ما نیز به وجود چنین انسان هایی نیاز مبرمی دارد. ژاین نخستین کشوری بود که آموزش کارآفرینی را از مدرسه شروع کرد. به این ترتیب نوجوانان ژاپنی در دبیرستان های این کشور آموختند که چگونه باید در حین تحصیل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به این ترتیب به جهش صنعتی کشورشان کمک کردند. این تجربه و تجربه موفق سایر کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسان هایی کارآفرین باید مفاهیم مربوط به کارآفرینی به شکل پررنگی در کتابهای درسی ایران نیز گنجانده شود. از طرف دیگر هم برای این که انسان های کارآفرینی داشته باشیم، باید به دانش آموزان کمک کنیم که خلاقیتشان را حفظ کنند. روانشناسان می گویند که بیشتر کودکان زیر 5 سال ایرانی خلاق اند ولی فقط تعداد کمی از آنها بعد از 5 سالگی خلاقیت شان را حفظ می کنند. این به معنای آن است که نحوه آموزش و پرورش کودکان ما صحیح نیست. ما در خانه و مدرسه ذهن بچه هایمان را با اطلاعات از پیش تعیین شده پر می کنیم و این رویه را تا پایان دوران مدرسه ادامه می دهیم. به این ترتیب کودکان و نوجوانان ما توانایی کشف، اختراع، استنتاج و نیز قوه خلاقیت شان را از دست می دهند. به این ترتیب نمی توانیم چنان که باید افراد کارآفرین پرورش دهیم. ایراد نوع آموزش ما در این زمینه این است که از پیش تعیین شده است. در حالی که بچه ها خودشان باید به جست و جوی اطلاعات بپردازند و با محرک های گوناگون از جمله ارتباط با طبیعت، افراد و فیلم های مناسب مواجه شوند. موضوع دیگری که در آموزش و پرورش کشورهای پیشرفته جدی گرفته می شود این است که همه کودکان باید دوره پیش دبستانی را بگذرانند. در مهد کودک های این کشورها هم امکانات زیادی برای توسعه تفکر خلاق بچه ها ایجاد شده و برای هر گروه سنی محیط های بازی و اسباب بازی های ویژه مهیا شده است. مهدهای کودک در این کشورها، پرورش خلاقیت های ذهنی، مهارتهای فیزیکی، مهارت های ارتباطی و گفتاری، خلاقیت و حس استقلال را هدف قرار داده اند. تمام اینها دست به دست هم می دهد که از کودکان امروز، افرادی با ایده های نو و کارآفرینانه به وجود بیاید. در نهایت اجباری شدن آموزش پیش دبستانی از نیازهای مبرم نظام آموزش ما است. البته شرط موفقیت تمام این برنامه ها معلمان هستند. معلمان باید به طور مداوم آموزش ببینند و مطمئن شویم که با علاقه وارد این حرفه می شوند. چرا که تا زمانى که معلمان متحول نشوند، نمى توان امیدى به تغییر شیوه آموزش و پرورش داشت. حالا که تعداد دانش آموزان کاهش یافته می توان به بازآموزی معلمان پرداخت و حتی آنها را به خارج اعزام کرد و یا از استادان خارجی برجسته دعوت کرد تا به معلمان آموزش دهند و به تحول در نظام آموزش و پرورش کمک کنند. برچسبها: [ سهشنبه 01 مرداد 1392 ] [ 00:47 ] [ herfevatan ]
[
ارسال نظر(0)
]
چقدر عجيب است که غم و اندوه موجب ريختن آب از چشم هايمان مي شود. در بين تمامي موجودات تنها ما انسان ها هستيم که به دليل احساساتمان اشک مي ريزيم. به گفته محققان، علت اين رفتار علاوه بر ابراز احساس همدردي با اطرافيان، خارج کردن برخي مواد مضر از بدن است
برچسبها: ادامه مطلب [ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 12:13 ] [ herfevatan ]
[
ارسال نظر(0)
]
[ پنجشنبه 27 تیر 1392 ] [ 00:22 ] [ herfevatan ]
[
ارسال نظر(0)
]
دانش آموزسالاری؛ پدیده ای جدید در مدارس « بهرام! چرا بیخودی می خندی؟ هنوز بلد نیستی سر کلاس بنشینی؟» با فریاد معلم که بر سر بهرام ۱۱ ساله هوار شد، همه بچه ها ساکت شدند. معلم انگشت سبابه اش را به سمت بهرام گرفته بود و بهرام زیرچشمی به معلم نگاه می کرد. معلم می گفت و می گفت تا صدای در کلاس، او را متوقف کرد: «ببخشید خانم ریاحی، ممکنه چند لحظه تشریف بیاورید، بابای بهرام اومده» و معلم با خشم، کلاس را ترک کرد. تنها چند دقیقه کافی بود تا معلم با پاکتی کوچک در دست وارد کلاس شود و در حالی که لبخند آرام و پرمهری به لب داشت، رو به بهرام گفت: «پسرم کمی مرتب باش» و دیگر هیچ، اما بهرام این بار نه زیرچشمی که با گردن افراشته از غرور، به معلم لبخند می زد! این خاطره چندسالی است که دستمایه خنده پسربچه های همکلاسی بهرام است که حالا بزرگ تر شده اند و بهرام از راز پاکت کوچک پرده برداشته است، پدر برای تولد معلم، تمام سکه ای به تحفه آورده بود... «دانش آموزسالاری» پدیده خزنده ای است که در سال های اخیر بنابر دلایل مختلف در مدارس مقاطع مختلف و در مدارس دولتی و غیرانتفاعی رشد کرده و به گفته خود معلمان، از اقتدارشان در کلاس کاسته است. هرچند به گفته برخی کارشناسان، نمی توان انتظار داشت، ارتباط دانش آموز و معلم مانند ۳۰ تا ۴۰ سال قبل خشک و غیرمنعطف باشد؛ ولی انعطاف اجباری مسوولان مدارس نسبت به عملکرد برخی دانش آموزان نیز ماهیت آموزش رسمی و کارکرد آن را تحت الشعاع قرار داده است. ● دوره زمونه، عوض شده حلقه مادران برای بردن بچه هایشان از دبستان پسرانه هر روز ساعت یک بعدازظهر تشکیل می شود. آنها از همه چیز می گویند؛ از خرید و خیاطی و پخت و پز تا روش های تربیتی و تنبیه و تشویق؛ اما این بار به جمعشان وارد می شوم و می خواهم مسیر بحثشان را به دانش آموزسالاری تغییر دهم. بعضی ها دل پردردی دارند و آن را محکوم می کنند. خیلی ها هم مدافع آن هستند.مادری که فرزندش سوم ابتدایی است، می گوید: «دوره زمونه عوض شده. من که سوم دبستان بودم از معلمم می ترسیدم، به همین خاطر مدرسه را دوست نداشتم. توی خونه هم از پدرم می ترسیدم، به همین خاطر استعدادم کور شد. بعد از سوم راهنمایی ازدواج کردم که هم از دست پدرم و هم مدرسه خلاص بشم.» مادر دیگری نظرش را رد می کند که «وقتی من بچه بودم، مادرم تمام مسائل مرا با معلم مطرح کرد. اگر مشکلی داشتم، معلم از همه چیز آگاه بود. به من هم کمک می کرد، حتی وقتی معلم تنبیهم می کردم، مادرم حامی او بود...» دیگری حرف او را قطع می کند که «من اصلا دوست ندارم معلم، بچه ام را تنبیه کند. او حق تنبیه ندارد. اگر لازم باشد، خودم این کار را می کنم.» خلاصه هرکس چیزی می گوید، بعضی ها دانش آموزسالاری را دنباله فرزندسالاری در خانواده می دانند و آن را حمایت و بعضی نکوهش می کنند؛ اما براحتی می توان پی برد که بیشتر اولیا به دلیل ارتقای آگاهی یا خودمختاری در تربیت فرزند، برخی اصول آموزش رسمی را نمی پذیرند که یکی از این اصول، توجه به اقتدار معلم و اعتماد به او در تربیت فرزندشان است، همین جا را می توان نقطه شروع دانش آموزسالاری دانست. ● تعارض آموزش رسمی و غیررسمی پدر فریاد می کشد و معاون و مدیر و مشاور را تهدید می کند که حق دخالت در کار خانواده او را ندارند. او عصبانی است، حاضر به گفتگو با من نمی شود. حتی چشم غره ای می رود و از دفتر مدرسه خارج می شود. قضیه را که جویا می شوم، کسی حوصله توضیح ندارد جز معاون مدرسه که به نظر بیشترین تهدیدها به جانب اوست. «دختر این آقا، لوازم آرایش به دبیرستان آورده، ابروهایش را هم برداشته، ما به جای برخورد مستقیم با او، از پدرش خواستیم تا بیشتر هوای دخترش را داشته باشد که متاسفانه از کوره در رفت و هر چه خواست نثارمان کرد، چرا؟ چون ماهانه ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان به مدرسه کمک می کند، ما هم به دستور مدیر مدرسه ساکت ماندیم و جوابش را ندادیم»! در سال های اخیر آنچه باعث تشدید دانش آموزسالاری در مدارس شده، ناتوانی مدرسه در اداره امور و رشد کمک های مردمی است. بعضی از والدینی که پول بیشتری به حساب مدرسه واریز می کنند، به طور طبیعی خواهان توجه بیشتر اولیای مدرسه به فرزندانشان هستند. دبیر دینی یکی از دبیرستان های پسرانه در منطقه ۴ تهران می گوید: بسیاری از اصول اخلاقی را که در کلاس آموزش می دهم از سوی پدرها و مادرها در خانه به مسخره گرفته می شود. وقتی از نگاه حرام و رابطه با نامحرم به پسرهای جوان ، اصولی را که در شرع آمده، می گویم، بعضی از خانواده ها که ماهواره دارند و هر موسیقی و مجلسی را می پسندند، اصلا حرف های مرا قبول ندارند، در اینجا دانش آموز در کلاس به من معلم بی احترامی می کند و می داند که خانواده اش از او حمایت می کنند.» بنابراین می توان دانش آموزسالاری را به نوعی تاثیر سایر عوامل غیر از مدرسه در جامعه پذیری و تربیت دانش آموزان دانست. بیشتر معلمان معتقدند؛ حرف شنوی دانش آموزان کاهش یافته که نمودهای این رفتار شامل بی اعتنایی و عملکرد خودسرانه در مدرسه، شوخی و شلوغی در کلاس، بی توجهی به تکالیف درسی، بی اعتنایی به نتایج امتحانات و طغیان و خشونت نسبت به معلم و سایر کارکنان مدارس است. باور کنید خودروی من یک جای سالم ندارد، مجبورم آن را چند کوچه دورتر از مدرسه پارک کنم تا دست بچه ها به آن نرسد، چون با کلید و شیشه و خودکار روی آن خط می کشند؛ این را دبیر یکی از دبیرستان ها می گوید. خدیجه رسولیان، کارشناس ارشد مشاوره در یک دبیرستان دخترانه است که ضمن تایید کاهش قدرت معلمان در کلاس، می گوید: «متاسفانه قوانین و مقررات انضباطی در مدارس کافی نیست، نگرش والدین و توقعات آنها بخصوص آنها که کمک مالی بیشتری می کنند، از مدرسه افزایش یافته به همین دلیل حمایت از دانش آموز خطاکار به مراتب از معلم بیشتر است و همین مساله، شان و منزلت معلمان را کاهش داده است، رسولیان که ۱۷ سال سابقه فعالیت در مدارس شهر تهران را دارد، معتقد است؛ «وقتی قانون ممنوعیت تنبیه را ابلاغ کردند، هیچ قانون یا آموزشی ارائه نشد که در صورت تخلف دانش آموز باید با او چه کرد، بسیاری از روش های تربیتی، ناکافی و ناقص است و از طرفی، همیشه انگشت اتهام به سمت معلم است.» وی از تجربه خود در برخورد با پدر و مادری می گوید که با آگاه شدن از ارتباط دوستی دخترشان با یک پسر، به جای همدلی با او و ارائه راه حل، بشدت به او هتک حرمت کرده اند، می گوید: «پدر آن دخترخانم به من گفت به شما هیچ ربطی نداره دختر من دوست پسر داره، اصلا شما چه کاره اید؟ درستان را بدهید و بروید پی کارتان»! در مجموع به همان میزان که تنبیه بدنی دانش آموز تخلف از حقوق انسانی اوست، دانشآموزسالاری و همسو نبودن فضای آموزش رسمی و غیررسمی (خانواده) در سال های اخیر تنش تربیتی در مدارس را بیشتر کرده و به دانش آموزسالاری منجر شده است. به نظر می رسد معاونت پرورشی و مشاوران مدارس به جای توجه صرف به مناسبت ها و جشن ها و آموزش های یکسویه باید بیش از گذشته برای این پدیده خزنده چاره جویی کنند.
برچسبها: [ یکشنبه 23 تیر 1392 ] [ 08:46 ] [ herfevatan ]
[
ارسال نظر(0)
]
علل میل به تقلب در کودکان یکی از مسائل مهم مورد بحث و مورد ابتلای مدارس و خانواده ها، مسأله تقلب کردن کودکان است. تقلب موضوعی است که در آن کودک شدیداً تحت فشار اطرافیان، قرار می گیرد. زمانی هم ممکن است موانع و برخوردها با کودک به گونه ای باشند که طفل از این صدمات و فشارها آسیب دیده و یا سر از انحراف و لغزش درآورد.
تقلب چیست؟ تقلب رفتاری است غیرصادقانه، طی طریقی است به غیر از شیوه شرافتمندانه، و رسیدن به واقعیت و حقیقتی است غیر از طریق مشروع و نشان دادن خود با چهره ای وارونه و غیرصحیح. تقلب نوعی دزدی است، منتها دزدی در مال نیست، بلکه دزدی رتبت و مقام و موقعیت و از این قبیل است. بر اثر آن آدمی سعی دارد چیزی را از آن خود کند که شرعاً یا عرفاً از آن او نیست و در تملک آن موقعیت و مقام راه شرافتمندانه را طی نمی کند. تقلب در حقیقت کوتاهترین راهی است که آدمی برای طریق و رسیدن به مقصود خود انتخاب می کند و سعی دارد با میان بُر زدن به جایی برسد که دیگران در سایه کوشش ها و تلاش های مداوم بدان جا می رسند. کودکان دیگر در سایه درس خواندن و رنج بردن به قبولی می رسند و او بدون کار و تلاش و زحمت. اساس موضوع این است که برخی از افراد در عین تنبلی و در عین احساس عقب ماندگی ظرفیت تحمل محرومیت را ندارند و می خواهند هرچه زودتر و سریعتر به درجه و موقعیتی برسند که دیگر افراد عادی از آن برخوردارند. اینان خود را دوست دارند و نمی خواهند گرد و غباری بر چهره شان از این بابت بنشیند. نمی خواهند سر و گردنی کوتاهتر از دیگران داشته باشند. اگرچه ظرفیت و تحمل روحی دیگران را ندارند. ● علل و عوامل تقلب در کودکان دلایل متعددی برای تقلب در کودکان وجود دارد کودکان کوچک تر دوست دارند برنده باشند و مهم نیست که چگونه. حتّی یک بچّه پنج ساله نیاز به درستکار بودن را حس می کند و در عمق وجودش دوست دارد چیزی را که می خواهد، بدون تقلب به دست آورد. بعضی از کودکان که قبول شکست برایشان مشکل است، در بازی ها برای برنده شدن تقلّب می کنند و به طور حق به جانبی کودکان دیگر را از اینکه در آن بازی ضعیف هستند، محکوم می کنند. یکی از علل عمده تقلب در کودکان انتظارات بیش از حد والدین از فرزندانشان است. بچّه ها وقتی در مقابل انتظارات بی مورد پدر و مادر قرار می گیرند، گاهی مجبور می شوند تمایلات و احتیاجات خود را در مقابل آنچه والدین می خواهند فدا کنند و تسلیم نظریات والدین شوند. انتظارات بیجای پدر و مادر سبب شکست بچّه ها در انجام کارهای معینی می شود. پدر و مادر انتظار دارند که کودک در درس ریاضی یا علوم نمره عالی به دست آورد ولی او نمی تواند نمره عالی در این درس ها کسب کند، درنتیجه دچار شکست می شود و از ترس اینکه والدین او را با بچّه های دیگر مقایسه کنند و نسبت به او بی مهری نشان دهند، ممکن است به تقلب مبادرت ورزد. یکی دیگر از علّت های تقلب در کودکان کثرت سرگرمی های آنهاست. برخی از کودکان به علت خوبی وضع زندگی و رفاه نسبی از وسایل و اسباب بازی بسیاری برخوردارند. وضع تفریحات، گردش ها و مسافرت های والدین آنها فوق العاده است. دائماً اشتغال به بازی و تفریح دارند و همه اوقاتشان به این امور می گذرد و دیگر وقت و فرصتی برای کار و تلاش و درس باقی نمی ماند. بدین نظر در هنگام امتحان برای آنها امکان موفقیت و احساس کفایت نیست و یکی از راه های مقابله با آن تقلب است و چنین کودکی خود را ناگزیر از آن می بیند. ناآگاهی کودکان نسبت به عمل تقلب یکی دیگر از علل تقلب است و این واقعیت مسلمی است که در رابطه با کودکان خردسال می توانیم ذکر کنیم. برخی از کودکان تن به تقلب می دهند و واقعیت این است که آنها متقلّب نیستند. در عالم باصفای خود اگر چیزی را نمی دانند از دیگری کمک می گیرند و حتّی در جلسه امتحان بدون اینکه ترس و وحشتی به خود راه دهند، به صورت طبیعی به دست دیگری نگاه می کنند. شما این حالت را در کودکان کلاس اوّل و در آنها که بسیار خردسال اند نیکو ملاحظه می کنید، و طبیعی است که با تذکری آنها را باید به وضع کار و برنامه آگاه کرد. تنبلی و تن پروری کودکان هم می تواند یکی از علل روی آوردن آنها به تقلب باشد. کودکانی که در طول سال تحصیلی درس نخوانده و راه تن پروری در پیش گرفته اند، در حین امتحان دچار مخمصه و دشواری عظیم خواهند شد و برای نجات خود از وضع و موقعیتی که در آن اند می کوشند تن به تقلب دهند. عده این گونه دانش آموزان در بین افراد متقلّب اندک نیست. اغلب متقلبان کسانی هستند که آمادگی و شرایط لازم را برای کسب موقعیت موردنظر به دست نیاورده اند. از دیگر عواملی که می تواند باعث روی آوردن کودک به تقلب شود، می توان به این موارد اشاره کرد: روش تدریس نامناسب معلّم و سخت گیری وی در نمره دادن، انتقام گرفتن از معلّم مستبد و خشن، دشواری سؤالات امتحانی، هرج ومرج در کلاس و مدرسه، ترس از مردودی، اشتغال کودک به کار، مسئولیت نشناسی و حادثه جویی کودک، عقب ماندگی ذهنی و درسی کودک، تفوق طلبی، حفظ آبرو و وسوسه شدن کودک. نتیجه اینکه، معلّمی که مطالب درسی و یادگیری را متناسب با توانایی ها و رغبت های گوناگون تنظیم می کند، بی شک از تعداد و فراوانی تقلب در کلاس خویش به طرز چشمگیری می کاهد. بسیاری از مواقع کودکان نمی دانند درسی که می خوانند چگونه می تواند برای آنان مفید باشد. بنابراین کوتاه ترین راه را برای گرفتن نمره قبولی طی می کنند. در کلاس هایی که خسته کننده و یا پرتنش است یا تأکید فریاد روی فراگیری مواد درسی گذاشته می شود که ارزش آن درس ها در ذهن دانش آموز مورد تردید است، طبیعی است که باید انتظار تقلب بیشتری را در بین این کودکان داشت. انتظار بیش از حد والدین از دانش آموزان نه تنها نتیجه مثبتی نخواهد داشت بلکه صدمات روحی و روانی جبران ناپذیری بر آنها وارد خواهد کرد. اگر برای والدین تنها نمره ۲۰ مورد قبول باشد و نه کمتر، آنها ممکن است برای برآوردن تقاضای والدین خود، دست به عمل خطای تقلّب بزنند و یا با مشکلات متعدد دیگری مواجه شوند و سلامت جسمی و روانی آنها به خطر افتد. غلامرضا آتش دامن ـ کارشناس علوم تربیتی روزنامه اطلاعات ( www.ettelaat.com ) برچسبها: [ چهارشنبه 19 تیر 1392 ] [ 23:18 ] [ herfevatan ]
[
ارسال نظر(1)
]
خوراکی هایی که با دندان ها ناسازگار است
اغلب ما از مراجعه به دندان پزشک واهمه داریم.زیرا علاوه بر هزینه بالا، درد ناشی از پر کردن و عصب کشی دندان را نمی توان به راحتی فراموش کرد. پس آیا بهتر نیست از همان ابتدا با اتخاذ یک برنامه غذایی مناسب، احتمال خرابی دندان را کاهش داد؟ دندان پزشکان توصیه می کنند که برای حفظ سلامت دندان باید از مصرف برخی مواد غذایی پرهیز شود.در ادامه مطلب به برخی از این مواد اشاره می شود. نوشابه گازدار، چه معمولی و چه رژیمی؛این نوشیدنی حاوی اسید است که مینای دندان را ضعیف می کند. استفاده از نی برای نوشیدن باعث می شود تا میزان تماس آن با دندان محدود شود
برچسبها: ادامه مطلب [ چهارشنبه 12 تیر 1392 ] [ 06:24 ] [ herfevatan ]
[
ارسال نظر(0)
]
چگونه خودرو خود را سالم نگهداریم *- از رانندگی با سرعت زیاد در جاده های ناهموار یا دارای سنگ ریزه خودداری کنید.
برچسبها: ادامه مطلب [ چهارشنبه 12 تیر 1392 ] [ 06:13 ] [ herfevatan ]
[
ارسال نظر(0)
]
دشمنان دستگاه گوارش را بشناسید
اكثر افراد دچار مشكلات گوارشی در طول عمر خود میشوند. برخی از این مشكلات به خودی خود برطرف شده یا برخی به كمك دارو درمان میشوند، اما از طرفی بعضی دیگر نیز همچنان به صورت مزمن باقی میمانند.
سوزش سردلسیستم گوارش بدن شامل یك لوله (مجرا) از دهان تا روده (مری، معده و روده) و همچنین سایر اندامهایی است كه به این مجرا متصل میشوند. قسمت شكم، كاملاً توسط اندامهای دستگاه گوارش پر شده است، بنابراین اهمیت سالم بودن دستگاه گوارش از آن جهت است كه تمامی سلولهای موجود در بدن از طریق همین دستگاه تغذیه میشوند. بیماریهای دستگاه گوارش بر اثر عوامل متعدد و دارای نشانههای مختلفی هستند. ناراحتیهای رودهای (روده بزرگ و كوچك)، یبوست، اسهال، استفراغ، عدم هضم مواد غذایی و... همه و همه از بیماریهای مربوط به دستگاه گوارش میباشند. اغلب بیماریهای دستگاه گوارش ناشی از عوامل زیر هستند:
استرسبرچسبها: ادامه مطلب [ چهارشنبه 12 تیر 1392 ] [ 06:06 ] [ herfevatan ]
[
ارسال نظر(0)
]
تحقیقات نشان میدهد، انواع مختلف خنده دارای تأثیرات متفاوت مغزی است و انسان از سنین کودکی قادر به تمایز قائل شدن بین خنده ناشی از شادی، قلقلک یا تمسخر دیگران است. محققان دانشگاه توبینگن آلمان با بررسی تغییرات در الگوی مغز در زمان شنیدن انواع مختلف خنده، تأثیر آن را بر روی عملکرد مغز و سلامتی مورد ارزیابی قرار داده اند.
برچسبها: [ جمعه 07 تیر 1392 ] [ 07:34 ] [ herfevatan ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
فروردین 1396 اسفند 1395 بهمن 1395 آذر 1395 خرداد 1395 اسفند 1394 آذر 1394 آبان 1394 شهریور 1394 مرداد 1394 تیر 1394 خرداد 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 دی 1393 آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اردیبهشت 1393 فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 |
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||